قواعد عربی هفتم ( ترم اول )
مقدمه : زبان عربی یکی از پرگویشورترین زبانهای جهان است..
قواعد زبان عربی با زبان فارسی متفاوت است . از جمله تفاوت های آن داشتن ( مذکر - مونث )و (مثنی) است که در بسیاری از زبان های دنیا دیده نمی شود. از همین رو یکی از سخت ترین زبان های دنیا است . چنانکه مي دانيد نزديکترين زبان به زبان عربي ، زبان فارسي مي باشد و جالبتر آنست که بدانيد يکي از عوامل پيشرفت زبان عربي و قانونمند شدن آن، تلاش ها و مجاهدت هاي خستگي ناپذير ايرانيان و فارسي زبانان مسلمان در قرون اوليه هجري مي باشد
قواعد بخشی از هر زبان هستند . قواعد مجموعه ای از قوانین زبان است که ساختِ جملهها، عبارتها، و کلمهها را در هر زبانی معیّن میکند.
همان گونه که می دانید جملات و عبارات از مجموعه ای از کلمات تشکیل شده است .
ما مي دانيم که در هر زبان با کنار هم قرار دادن حروف مي توان کلمات را ساخت و با کنار هم قراردادن کلمات نيز به جملات و به همين ترتيب به متون و .... رسيد.
برای یادگیری هر زبانی ابتدا باید کلمات و ویژگی های آن را بشناسیم و سپس نقش هر کلمه در جمله و ارتباط ان با سایر کلمات را بررسی کنیم. ( می توانیم بگوییم تمام قواعد به کلمه بر می گردد) .
از کنار هم قرار گرفتن این حروف ، کلمات تشکیل می شوند که هر کلمه -اگر با معنا باشد – می تواند اسم یا فعل یا حرف باشد .
از طرفی با کنار هم قرار گرفتن کلمات ، جملات تشکیل می شود که انها نیز دارای تقسیمات و اجزای خاصی هستند که هر دانش اموز می بایست جهت جلوگیری از خطاء در گفتار یا نوشتار ، ان ها را بیاموزد.
ویژگی های ثابت : ویژگی هایی که هر کلمه همیشه آن ها را دارد چه به تنهایی به کار می رود چه در جملات مختلف.مثلا : المومن همیشه اسم ، مفرد ، مذکر ، مشتق ، و اسم فاعل و معرفه و معرب و منصرف و صحیح الاخر است. نام دیگر این ویژگی ها تجزیه یا التحلیل الصرفی است .علم صرف به بررسی این ویژگی ها در زبان عربی می پردازد .
ویژگی های متغیر : ویژگی هایی که کلمه با توجه به جمله ای که در آن قرار گرفته پیدا می کند . این ویژگی ها به نام الاعراب شناخته می شود که علم نحو مسول شناسایی آنهاست.
مثلا همان اسم المومن در هر جمله ای می تواند یک ویژگی مختص به همان جمله را بگیرد.
جاء المومن / رایت المومن / سلمت علی
المومن .
در زبان عربی کلمه بر سه قسمت تقسیم می
شو د که عبارت است از اسم و فعل و حرف .
در عربی هفتم شما با اسم و برخی از ویژگی
ها و خصوصیات ان اشنا می شوید و در نیمه تحصیلی دوم با فعل ( ماضی ) و حالت های
مختلف ان اشنا خواهید شد.
بنابر این می توانیم بگوییم کلمات کوچک ترین جزء هر جمله است و از حروف الفبا تشکیل می شود.
--------------------------------------------------------------------
الدرس الاول :
اسم چیست ؟
- اسم :
کلمه ایست که برای نامیدن انسان ، حیوانات ، اشیاء ، صفات ، و... به کار میرود و
دارای معنای مستقلی است بدون اینکه بر یکی از زمان ها ( گذشته – حال – آ ینده )
دلالت کند .
مثال :
انسان
:
محمد – علی – زینب – طالب- فلاح .
حیوان
:
بقرة – کلب – حمار – ثعلب – دیک .
اشیاء
:
قلم – کتاب – باب – مدرسة – زهرة .
صفت : شجاع – صغیر
– بارد – جمیل – سریع – ناقص – واسع – أسود .
گاهی اوقات با کلمه
ای مواجه می شویم که از راه معنا نمی توانیم تشخیص دهیم چه نوع کلمه ای است در این
هنگام به علامت های ان توجه می کنیم ، اگر علامت های اسم را داشت متوجه خواهیم شد
اسم است .
مهم ترین
علامت های مخصوص اسم :
1-
وارد
شدن ( ال ) بر سر کلمه : الکتاب – المنضدة – الطالب - الشجرة – الدنیا – البیت .
2- پذيرش تنوين ( ًـــٍــٌـ ) در
اخر کلمه : رجلٌ – معذوراً – صالحٍ – مبینٌ – وکیلاً –
خوفٍ .
3- پذیرش تاء گرد (ة ـ ـة) در
پایان کلمه : شجرة – فاطمة – معلمة – مدرسة – بقرة .
4- مثني و جمع واقع شدن :
مسلمان – طالبان – أخوان - طالبون –
معلمون – شاکرین - طالبات – شجرات .
هرگاه
معنی کلمه ای را بلد نبودیم و یکی از این نشانه ها را در کلمه ای یافتیم متوجه خواهیم
شد ان کلمه اسم است .
نکته : الف و لام ( ال ) و تنوین با هم در یک
کلمه جمع نمی شود.
اسم خصوصیت ها و
ویژگی های بسیاری دارد که امسال ما با دو خصوصیت ان اشنا می شویم که عبارت است از
:
1- اسم از نظر
جنس:به مذكر و مونث تقسيم مي شود.
2-اسم از نظر
تعداد: به مفرد و مثني و جمع تقسيم مي شود.
اكنون به شرح و توضيح
مفصل انها مي پردازيم...
----------------------------------------------------------
نکته : در زبان
فارسی تقریبا تمامی اسم ها و کلمات به یک صورت است و مذکر و مونث نداریم و در قسمت
تعداد اسم در فارسی ما مفرد و جمع داریم .مثنی (دو نفر-دو چیز) مخصوص زبان عربی
است.
مُذَکَّر و
مُؤَنَّث
1- مُذَکَّر
اسم هایی که برای « پسرها و مردها » به کار
می روند « مُذَکَّر » هستند ؛ مانند :
مُعَلِّم (معلّم مرد) / والِد (پدر) /
وَلَد (پسر) / سَعید (اسم پسر) / سَمیر (اسم پسر) / حسین / صادِق / مُحَمَّد و ...
علاوه بر اسم های مخصوص پسران و مردان ، اسم
هایی که در آخرشان علامتِ « ة / ـة » وجود ندارد نیز « مُذَکَّر » هستند مانند :
باب (در) / کُرسیّ (صندلی) / سَحاب (ابر)
/ حُسام (شمشیر)/صَفّ (کلاس)
2) مُؤَنَّث
اسم هایی که برای « « دختران و زنان » به
کار می رود « مُؤَنَّث » هستند ؛ مانند :
مُعَلِّمَة (خانم معلّم) / أُمّ (مادر) /
والِدَة (مادر) / بِنت (دختر) / أُخت (خواهر) / فاطِمَة / سَعیدَة / مَریَم / زَینَب
/ سارا و ...
علاوه بر اسم های مخصوص دختران و زنان ، اسم
هایی که در آخرشان علامتِ « ة / ـة » است نیز « مُؤَنَّث » هستند مانند :
مِنضَدَة (میز) / نافِذَة (پنجره) / شَجَرَة
(درخت) / سَمَکَة (ماهی) / حَدیقَة (باغ) .
مذکر و مونث قراردادی هستند .
تمرین :
سائق : راننده مرد -
سائقة : راننده زن
کاتب : نویسنده مرد - کاتبة : نویسنده زن
لاعب : بازیکن مرد - لاعبة :
بازیکن زن
طباخ : اشپز مرد -
طباخة : اشپز زن
خلاصه :
« مذکّر » یعنی : اسم مردها + اسم هایی که
« ة » ندارند .
« مؤنّث » یعنی اسم زن ها + اسم هایی که
« ة » دارند .
-------------------------------------------------------------------------
نکته اضافی : به علامت « ة » ، « تاءِ تَأنیث » یا «
تاءِ مربوطه » گفته می شود و ما در این جا
آن را « تاء گِرد » می نامیم یعنی حرف « ت » که به صورت گِرد ( ة ) نوشته می شود و
نه به صورت کشیده ( ت ) ،پس « ة / ـة » = تاءِ گِرد.
نكته:بعضي از اسم ها علامت
مونث ندارند ولي مونث هستند اين اسم ها را بايد از راه معني تشخيص داد:مثل:مريم.زينب.بنت.اخت.
----------------------------------------------------------------
مفرد –
مثنی و جمع :
مفرد :
تا به حال اصطلاح « فعّالیت گروهی » و « فعّالیت
فردی » را شنیده اید ؟
« نماز جماعت » و « نماز فُرادیٰ » را چه
؟
فعّالیّت « فردی » فعالیتی است که « یک »
نفر آن را به تنهایی انجام می دهد و نماز « فُرادیٰ » نمازی است که انسان « یک » نفره
و به تنهایی می خواند نه با دیگران .
« فَرد » و « فُرادیٰ » هم خانواده « مُفرَد
» است و همان طور که می بینید به عدد « یک » اشاره می کند .
« مُفرَد » اسمی است که برای « یک نفر یا
یک چیز » باشد و اسم مفرد علامت و نشانه ای ندارد. مانندِ :
کُرسیّ (یک صندلی) / رَجُل (یک مرد) /
اِمرَأَة (یک زن)
مثنی :
شنیده اید کسی که شناسنامه یا کارت سوخت خود
را گم کرده و دوباره شناسنامه یا کارت سوخت در آورده ، می گوید شناسنامه « الْمُثَنّیٰ
» تهیه کردم ؟ یا می گوید کارت سوخت « الْمُثَنّیٰ » در آوردم ؟ شناسنامه الْمُثَنّیٰ
یعنی شناسنامه ای که برای بار « دوم » آن را تهیه کرده ایم و همچنین کارت سوخت المثنّی
.
یا دقّت کرده اید که می گوییم : اوّلاً ،
ثانیاً ، ثالثاً
ثانیاً یعنی دوّماً و هم خانواده « مُثَنّیٰ
» است .
همین طور که می بینید مُثَنّیٰ و ثانیاً به
عدد « دو » اشاره دارد .
حال در این بخش ، گام به گام با « مُثَنّیٰ
» آشنا می شویم .
« مُثَنّیٰ » اسمی است که برای « دو نفر یا
دو چیز » باشد و علام ت مثنی « انِ » و « ــَـ ینِ » است .
که اگر به آخر کلمات عربی اضافه می شود به معنیِ « دو » است : ؛
مثلاً
کُرسیّ (یک صندلی) * کُرسیّانِ (دو صندلی) * کُرسیَّیْنِ
(دو صندلی).
مِنضَدَة (یک میز) * مِنضَدَتانِ (دو میز) * مِنضَدَتَیْنِ
(دو میز) .
بَیت (یک خانه) * بَیتانِ (دو خانه) * بَیتَیْنِ
(دو خانه)
سَیّارَة (یک اتومبیل) * سَیّارَتانِ (دو اتومبیل) * سَیّارَتَینِ (دو اتومبیل)
غُراب (کلاغ) * غُرابانِ (دو کلاغ) * غُرابَیْنِ
(دو کلاغ)
مثال های بیشتر :
کِتابانِ (دو کتاب) - کِتابَیْنِ (دو کتاب)
ساعَتانِ (دو ساعت) - ساعَتَینِ (دو ساعت)
رَجُلانِ (دو مَرد) - رَجُلَینِ (دو مرد)
بِنتانِ (دو دختر) - بِنتَینِ
(دو دختر)
بیشتر
بدانیم :
اسم های مثنّی نیز مذکّر و مؤنّث دارند .
برای این که تشخیص دهیم یک اسم مثنّیٰ ، مذکّر است یا مؤنّث ؛ بهتر است علامتِ « انِ
» و « ــَـ ینِ » را از آخر آن برداریم ؛
مثلاً :
« بَیتَانِ » یعنی « دو خانه » و چون علامتِ
« انِ » به آخر آن اضافه شده مُثَنّیٰ است . حال برای این که بدانیم « بَیتَانِ » مذکّر
است یا مؤنّث ، علامتِ « انِ » را از آخرِ آن بر می داریم ؛ می شود « بَیت » و چون
« بَیت » علامت « ة » ندارد پس مذکّر است .
در نتیجه « بَیتانِ » ، « مثنای مذکّر » اس ت
. مثنّی است چون که « انِ » دارد و مُؤنّث است چون که « ة » ندارد .
یک مثال دیگر :
« حَقیبَتَیْنِ » یعنی « دو کیف » و چون علامتِ
« ــَـ ینِ » به آخر آن اضافه شده مُثَنّیٰ است . حال برای این که بدانیم « حَقیبَتَیْنِ
» مذکّر است یا مؤنّث ، علامتِ « ــَـ ینِ » را از آخرِ آن بر می داریم ؛ می شود «
حَقیبَة » و چون « حَقیبَة » علامت « ة » دارد پس مؤنّث است .
در نتیجه « حَقیبَتَینِ
» ، « مثنای مؤنّث » است . مثنّی است چون که « ـَ ینِ » دارد و مُؤنّث است چون که
« ة » دارد .
جمع :
گفتیم که :
مفرد = یکی
مُثَنّیٰ = دو تا
و حال می آموزیم که جمع یعنی کلمه ای که برای
« بیشتر از دو نفر یا دو چیز » باشد مثلاً :
لاعِبونَ (بازیکنان مرد) - کاتِبینَ (نویسندگان مرد)
ناجِحات (زنان موفّق)
طُلّاب (دانش آموزان)
البتّه در این جا منظور از مرد ، « جنسِ مُذَکَّر
» است یعنی مرد و پسر و .... و منظور از زن ، « جنسِ مؤنّث » است یعنی زن و دختر و
....
انواع
جمع
جمع بر2 نوع است
جمع
سالم و جمع مکسر
جمع سالم خودش بر2نوع است .
1) جمع مذکر سالِم
2) جمع مونث سالم
جمع مذکر سالم :
جمع مذکر سالم مخصوص کلمات مذکر است وفقط برای جمع بستن اشخاص به کار میرود . پس اشیایی را که مفردشان مذکر است را نمی توان با استفاده از جمع مذکر سالم جمع بست .
علامت جمع مذکر سالم
( ونَ / ین َ ) می
باشد که به آخر اسم مفرد اضافه میشود . مانند :
سائِق (راننده مرد) * سائِقونَ (رانندگان مرد) * سائِقینَ (رانندگان مرد)
کاتِب (نویسنده مرد) * کاتِبونَ (نویسندگان مرد) * کاتِبینَ ( نویسندگان مرد)
لاعِب
(بازیکن مرد) * لاعِبونَ ( بازیکنان مرد)
* لاعِبینَ ( بازیکنان مرد)
مَسرور (خوشحال) * مَسرورونَ (مردان خوشحال) * مَسرورینَ (مردان خوشحال)
معلم ( معلم مرد ) * معلمونَ
( معلمان مرد ) * معلمینَ ( معلمان زن )
اما این جمع غلط است
. باب » بابونَ . زیرا گفتیم که جمع مذکر سالم فقط برای اشخاص به کار میرود .
2- جمع
مونث سالم :
این جمع هم برای
اشخاص هم برای اشیا به کار میرود وعلامت آن (ات )
است که به آخر اسم مفرد مونث اضافه میشود .
البته دقت داشته باشید که به هنگام جمع بستن خاطر وجود (ت در ات ) شما دیگر احتیاجی به تای تانیث گرد (ة) ندارید . پس آن را حذف می کنید .
مثال های اشخاص :
طالبة (دانش آموز دختر) * طالبات ( دانش آموزان دختر)
سائِقَة (راننده زن) * سائِقات (رانندگان زن)
کاتِبَة (نویسنده زن) * کاتِبات (نویسندگان زن)
لاعِبَة (بازیکن زن) * لاعِبات (بازیکنان زن
مَسرورَة (زن خوشحال) * مَسرورات (زنان خوشحال)
طَبیبَة (پزشک زن) * طَبیبات (پزشکان زن)
عالِمَة (زن دانا) * عالِمات (زنان دانا)
نکته : کلماتی که در آخر آن ها « ة » است معمولاً
با « ات » جمع بسته می شوند حتّی اگر انسان نباشند
:
بَقَرَة (گاو) * بَقَرات (گاوها)
سَمَکَة (ماهی) * سَمَکات (ماهی ها)
مُنَظَّمَة (سازمان) * مُنَظَّمات (سازمان ها)
شَجَرَة (درخت) * شَجَرات (درخت ها)
إجابَة (پاسخ) * إجابات (پاسخ ها)
نکته :
به جمع سالم از ان جهت سالم گفته می شود که اگر علامت های جمع (ونَ
ین َ و ات ) را حذف کنیم شکل مفرد کلمه تغییری
نمی کند.
مثال :
كاتِب – کاتِبونَ
- کاتِبینَ - کاتِبات
اگر علامت های جمع را حذف کنیم کاتب
تغییری نمی کند .
جمع
مکسر :
امّا بعضی کلمات علامتِ « ونَ / ینَ / ات
» را قبول نمی کنند و ما مجبوریم برای جمع بستن آن ها ، پس از « دعوا و زد و خورد » ، شکل آن ها را تغییر
دهیم .
مثلاً کلمه مِفتاح (کلید) نه حاضر است « ونَ
» یا « ینَ » به آخر آن اضافه کنیم و نه « ات » .
پس ما مجبوریم برای جمع بستنِ « مِفتاح »
با او دعوا کنیم و قطعاً پس از دعوا و زد و خورد ، کلمه مِفتاح « سالم » نمی مانَد
بلکه خُرد و « شکسته » می شود : مَفاتیح (کلیدها)
گاهی برای جمع بستن کلمه می توان حروف کلمه
را تغییر داد ، حذف کرد یا حروف جدیدی را به کلمه اصلی اضافه کرد تا کلمه جدیدی ساخته
شود ؛ مثلاً :
طالِب (دانش آموز) - طُلّاب (دانش آموزان)
باب (در) - أبواب (درها)
کِتاب (کتاب) - کُتُب (کتاب ها)
شَجَر (درخت) - أشجار (درخت ها)
همان طور که در این جمع های بالا می بینید
، کلمات « طالِب ، باب ، کِتاب ، شَجَر » پس از جمع بستن ، سالم نمانده اند بلکه حروفی
از آن ها حذف شده یا حروفی در بین آن ها اضافه شده است و در حقیقت کلمه از هم جدا و
شکسته شده است یا به عبارتی مفرد انها تغییر می کند ؛ به همین دلیل به این نوع جمع
، « جمع مُکَسَّر » گفته می شود . مُکَسَّر یعنی شکسته .
نمونه ای از جمع های مکسر پایه ی هفتم و
هشتم :
أخ (برادر) - إخوَة (برادران)
إلٰه (خدا) - آلِهَة (خدایان)
أب (پدر) - آباء (پدران)
جَدّ (پدربزرگ) - أجداد (پدربزرگ ها ، نیاکان)
حَیّ (زنده) - أحیاء (زندگان)
سِنّ (دندان) - أسنان (دندان ها)
بَصَر (دیده) - أبصار (دیدگان)
زَهر (گل ، شکوفه) - أزهار (گل ها ، شکوفه
ها)
قَدَم (پا) - أقدام (پاها)
قَمَر (ماه) - أقمار (ماه ها)
وَرَق (برگ) - أوراق (برگ ها)
باب (در) - أبواب (درها)
سَمَک (ماهی) - أسماک (ماهی ها)
حَجَر (سنگ) - أحجار ، حِجارَة (سنگ ها)
خَشَب (چوب) - أخشاب (چوب ها)
شَجَر (درخت) - أشجار (درختان)
عَلَم (پرچم) - أعلام (پرچم ها)
طِفل (کودک ، بچه) - أطفال (کودکان ، بچه ها)
نَهر (رودخانه) - أنهار (رودخانه ها)
وَلَد (فرزند ، پسر) - أولاد (فرزندان ، پسرها)
لَون (رنگ) - ألوان (رنگ ها)
مَثَل (مَثَل ، ضرب المثل) - أمثال (مَثَل
ها)
یَوم (روز) - أیّام (روزها)
بُستان (باغ) - بَساتین (باغ ها)
فُستان (لباس زنانه) - فَساتین (لباس های زنانه)
مِصباح (چراغ) -
مَصابیح (چراغ ها)
خلاصه :
کلمات در زبان عربی از لحاظ جنس به مذکر
و مونث تقسیم می شوند :
مذکر : اسمی است که برای پسر و مرد به
کار می رود و همچنین اسم هایی که علامت ة ندارند:
رجل – عالم – کاتب – تلمیذ – باب .
مونث : اسمی است که برای دختر و زن به
کار می رود و همچنین اسم هایی که علامت ة دارند:
مَریَم – والِدَة -
فاطِمَة – شَجَرَة - حَدیقَة
کلمات در زبان
عربی از لحاظ « تعداد » به 3 دسته تقسیم می شوند :
1) مُفرَد
2) مُثَنّیٰ
3) جَمع
« مفرد » کلمه ای است که برای « یک نفر یا
یک چیز » باشد مثلاً پدر « مفرد » است اما
« پدر و مادر » چون دو نفرند « مفرد » نیستند .
چند مثال برای مفرد :
رَجُل (یک مرد) - کُرس یّ (یک صندلی) - سفینة
(یک کشتی) - حَقیبَة (یک کیف)
« مُثَنّیٰ » کلمه ای است که برای « دو نفر
یا دو چیز » باشد مانندِ :
قَلَمانِ (دو قلم) - قَلَمَینِ (دو قلم)
ساعَتانِ
(دو ساعت) - ساعَتَینِ (دو ساعت)
سَفینَتانِ
(دو کشتی) - سَفینَتَین (دو کشتی)
« جمع » کلمه ای است که برای « بیشتر از دو
نفر یا بیشتر از دو چیز » باشد مثلاً :
کاتِبونَ (نویسندگان)
- سائِقینَ (رانندگان)
مُمَرِّضات
(پرستارها)
حَدائِق (باغ ها)
أشجار (درختان)
پس :
مفرد = 1
مُثَنّیٰ = 2
جمع = بیشتر از 2
بنابر
این وقتی می گوییم :
مفرد
مذکر یعنی : یک مرد
مفرد
مونث یعنی : یک زن
مثنی
مذکر یعنی : دو مرد
مثنی
مونث یعنی : دو زن
جمع
مذکر یعنی : چند مرد
جمع
مونث یعنی : چند زن
-----------------------------------------------------------------------------
اسم اشاره:
همانطور
که قبلا گفتیم اسم انواعی دارد که شامل (ضمیر ، اسم موصول ، اسم اشاره، اسم شرط،
اسم استفهام ) می باشد. در این درس ما می خواهیم به اسم اشاره در زبان عربی
بپردازیم و تفاوت های ان را با زبان فارسی برای شما بیان کنیم.
ما درزبان فارسی برای اشاره کردن به اشخاص و
اشیاء از کلماتی مانند: این ، آن ، اینان و آنان استفاده می کنیم.
در زبان عربی برای اسم مذکر از اسم اشاره مذکر
و برای اسم مؤنث از اسم اشاره مؤنث استفاده می شود.
1- « هٰذا / هٰذِهِ » هر دو به معنی
« این » است .
در زبان فارسی وقتی می خواهیم به چیزی که
« نزدیک » ما قرار دارد اشاره کنیم ، از « این » استفاده می کنیم :
این کتاب است .
این کیف است .
و در عربی از « هٰذا » و « هٰذِهِ » استفاده
می کنیم :
« هٰذا » برای « مذکّر » :
هٰذا وَلَدٌ (این پسر است)
هٰذا بابٌ (این در است)
هٰذا بَیتٌ (این خانه است)
هٰذا والِدی (این پدر من است)
« هٰذِهِ » برای « مؤنّث »
:
هٰذِهِ بِنتٌ (این دختر است)
هذِهِ مِنضَدَةٌ (این میز است)
هٰذِهِ وَردَةٌ (این گُل است)
هٰذِهِ وَرَقَةٌ (این برگ است)
2- « ذٰلِكَ / تِلكَ » هر دو به معنی
« آن » است .
در زبان فارسی وقتی می خواهیم به چیزی که
« دور » از ما قرار دارد اشاره کنیم ، از « آن » استفاده می کنیم :
آن کبوتر است .
آن خانه است .
و در عربی از « ذٰلِكَ » و « تِلكَ » استفاده
می کنیم :
« ذٰلِكَ » برای مذکّر :
ذٰلِكَ طِفلٌ (آن پسر بچه است)
ذٰلِكَ جَبَلٌ (آن کوه است)
ذٰلِكَ سَحابٌ (آن ابر است)
« تِلكَ » برای مؤنّث :
تِلكَ طِفلَةٌ (آن دختر بچه است)
تِلكَ حَدیقَةٌ (آن باغ است)
تِلكَ أُمّی (آن مادر من است)
3-« هذانِ / هاتانِ » به معنی
« این دو » است و برای اشاره به « دو نفر یا دو چیز » که نزدیک ما قرار دارد به کار می رود
:
یادآوری : اگر به یاد داشته باشید گفتیم
یکی از تفاوت های زبان عربی با سایر زبان ها داشتن مثنی است . ما در فارسی فقط
مفرد و جمع داریم . بنابر این این قسمت و اسم های اشاره هذان و هاتان چون مثنی
هستند مخصوص زبان عربی است و ما در زبان فارسی اسم اشاره مثنی نداریم..
هٰذانِ برای مثنّای مذکّر
:
هٰذانِ وَلَدانِ (این دو پسر هستند)
هٰذانِ کُرسیّانِ (این دو صندلی است)
هاتانِ برایِ مثنّی مؤنَّث
:
هاتانِ بِنتانِ (این دو دخترند)
هاتانِ شَجَرَتانِ (این دو درخت است)
4-اسم اشاره برای جمع :
هٰؤُلاءِ (این ها) – مشترک برای
مذکرومونث – جمع نزدیک .
أُولٰئِكَ (آن ها) – مشترک برای مذکر و
مونث – جمع دور .
« هٰؤُلاءِ » یعنی « این ها
» و هم برای مذکر است و هم برای مؤنّث ؛ مثلاً :
هٰؤُلاءِ لاعِبونَ (این ها بازیکنان مرد هستند)
هٰؤُلاءِ لاعِباتٌ (این ها بازیکنان زن هستند)
« أُولٰئِكَ » یعنی « آن ها
» و هم برای مذکر است و هم برای مؤنّث ؛ مثلاً :
أُولٰئِكَ سائِقونَ (آن ها راننده مرد هستند)
أُولٰئِكَ سائِقاتٌ (آن ها راننده زن هستند)
پس وقتی می خواهیم به چند نفر که نزدیک ما
ایستاده اند اشاره کنیم می گوییم « هٰؤُلاءِ » یعنی « این ها » و فرقی نمی کند که این
چند نفر پسر باشند یا دختر :
هٰؤُلاءِ جالِسونَ (این ها نشسته اند – مذکّر)
هٰؤُلاءِ جالِساتٌ (این ها نشسته اند – مؤنّث)
و اگر چند نفر دور از ما باشند می گوییم
« أُولٰئِكَ » یعنی « آن ها » :
أُولٰئِكَ واقِفونَ (آن ها ایستاده اند –
مذکّر) –
أُولٰئِكَ واقِفونَ (آن ها ایستاده اند –
مؤنّث)
و فرقی نمی کند که این چند نفر پسر باشند
یا دختر .
نکته :اگر بعد از اسم
اشاره اسم داراي (ال) بيايد بايد لازم است كه اسم اشاره به صورت مفرد (اين)
و (آن) ترجمه كرد. هؤلاءِ الطالباتُ مُجتَهِداتٌ (اين دانش آموزان ، کوشاهستند) .
نکته 1 :
برای جمع غير عاقل ( غیر انسان ) از اسم اشاره مفرد مؤنث استفاده می کنيم.
تلکَ(هذهِ) الجبالُ ، هذهِ
(تلکَ) کُتُبٌ
هذِهِ كُتُبٌ علميّةٌ:
اينها ، کتابهای علمی هستند.
خلاصه :
هٰذا (این ) برای مذکّر : هذا طالب- هذا
طفل – هذا باب – هذا بستان – هذا سعدی.
هٰذِهِ ( این ) برای مؤنّث : هذه طالبة –
هذه طفلة – هذه حدیقة – هذه امراة – هذه صورة .
ذٰلِكَ (آن) برای مذکّر : ذلک قمر – ذلک
بحر –ذلک طالب – ذلک بیت – ذلک شارع -
تِلكَ (آن) برای مؤنّث : تلک سحابة – تلک
بقرة- تلک شجرة – تلک سیارة .
هٰذانِ (این دو ) برای مذکّر : هذان معلمان – هذان رجلان – هذان طالبان – هذان
کرسیان .
هاتانِ (این دو ) برای مؤنّث
: هاتان معلمتان – هاتان شجرتان – هاتان وردتان
.
هٰؤُلاءِ (این ها) – مشترک برای
مذکرومونث : هولاء رجال – هولاء مومنات .
أُولٰئِكَ (آن ها) – مشترک برای مذکر و
مونث – اولئک صابرون – اولئک فائزات.
یا به عبارتی دیگر :
هذا = مفرد مذکر نزدیک – هذا کتاب ( این
کتاب است )
هذه = مفرد مونث نزدیک – هذه شجرة ( این
درخت است )
هذان = مثنی مذکر نزدیک – هذان کتابان (
این دو کتاب است )
هاتان = مثنی مونث نزدیک – هاتان شجرتان
( این دو درخت است )
ذلک = مفرد مذکر دور – ذلک کتاب ( آن
کتاب است )
تلک = مفرد مونث دور – تلک شجرة ( آن
درخت است )
هولاء = جمع ( مذکر و مونث ) نزدیک)
هولاء طالبون ( اینها دانش اموز پسر
هستند)
هولاء طالبات ( اینها دانش اموز دختر
هستند )
اولئک = جمع ( مذکر و مونث ) نزدیک .
اولئک معلمون ( آنها معلمان مرد هستند )
اولئک معلمات ( آنها معلمان زن هستند )
--------------------------------------------------------------------
کلمات پرسشی ( ادوات استفهام )
کلمات پرسشی کلماتی هستند که به وسیله
آنها از کسی یا چیزی و یا مسائل مختلف سوال پرسیده می شود .
در زبان فارسی ما برای سوال پرسیدن از
کلماتی مانند :
(آیا)
مثل : آیا قران خواندی ؟ / آیا این کتاب است؟
(چه کسی،کیست )
مثل : او کیست ؟ / این مرد چه کسی است ؟
(چه چیزی،چیست)
مثل : روی میز چه چیزی است ؟ / مشکل چیست ؟
(مال چه کسی )
مثل : این خانه مال کیست ؟ / این خودکار مال چه کسی است ؟
( کجا ) مثل : علی کجاست ؟ / کتاب کجاست .
(چند )
مثل : چند کتاب داری ؟ / چند فرزند داری ؟ / چند درس خواندی ؟
استفاده می کنیم .
اکنون به ذکر معادل عربی کلمات پرسشی می
پردازیم .
کلمه پرسشی هل-
أ به معنای (آیا) .
کلمه پرسشی مَن به معنای ( چه کسی
– کیست )
کلمه پرسشی لِمَن
به معنای ( مال چه کسی – مال چه کسانی ؟)
کلمه پرسشی ما به معنای ( چه چیزی
– چیست )
کلمه پرسشی أین
به معنای ( کجا- کجاست )
کلمه پرسشی کم به
معنای ( چند )
اکنون به توضیح هر کدام می پردازیم :
1- کلمه پرسشی هل – أ :
دو
کلمه پرسشی هل – أ به معنای ( آیا )هستند که در جواب آنها از نعم (بله ) ولا (نه) استفاده
می کنیم . مانند :
هل هذا معلم ؟ نعم
؛هذا معلم / لا ؛هذا طالب.
آیا
این معلم است . بله این معلم است . نه این دانش اموز است .
أ هی فی المدرسة ؟ نعم
؛هی فی المدرسة / لا ؛هی فی البیت .
آیا
او در مدرسه است . بله او در مدرسه است . نه او در خانه است.
نکته : هل و أ همیشه یکسان نیستند و در جواب آن
همیشه نعم ولا نمی آید. أ هذا علی أو محمد ؟ / أ أنت کسرتَ الزجاج أم أخوک ؟
2-
کلمه پرسشی مَن :
کلمه پرسشی مَن به معنای ( چه کسی – کیست )
است که برای پرسش از انسان به کار می رود. مانند :
من
هذا العالم ؟ هو ابوریحان.
این دانشمند کیست ؟
او ابوریحان است .
من
انت ؟ انا مدیر المدرسة .
تو کیستی ؟ من مدیر مدرسه
هستم .
نکته :
گاهی اوقات کلمه پرسشی مَن به صورت (مَن هو) برای
مذکر و( مَن هی) برای مونث به کار می رود. مانند :
من هو
استاذ اللغة الفارسية ؟ السید اکبری .
استاد زبان فارسی کیست ؟ آقای اکبری .
من هی
استاذ اللغة العربية ؟ السيدةُ شفیعي .
استاد زبان عربی کیست ؟ خانم شفیعی .
نکته :
(هو) و (هی ) در جملاتی مانند: من هو المدیر؟( مدیر کیست؟) و من هی المدیرة ؟ ( مدیر کیست؟) ترجمه نمی شود
.
نکته :
اگر بعد از (هو) و(هی) در من هو و من هی کلمه ای
بیاید (هو –هی ) ترجمه نمی شود . اما اگر بعد از انها کلمه ای نیاید هو –هی ترجمه
می شود .مانند :
من هو؟ (او کیست؟) هو علی ( او علی است )و من
هی؟ ( او کیست ؟) هی فاطمة ( او فاطمه است ) .ترجمه می شود.
3-
کلمه پرسشی لِمَن :
کلمه پرسشی لِمَن به معنای (مال چه کسی –
مال چه کسانی ؟ )
است که برای پرسش از
مالکیت به کار می رود .
در جواب لِمَن از لِ
استفاده می کنیم .
لِمَن
هذا القلم ؟ لعلي.
این قلم مال چه کسی
است؟ مال علی است.
لِمَن
هذه الحقیبة ؟ لمریم .
این کیف مال کیست ؟
مال مریم است .
4-
کلمه پرسشی ما :
کلمه پرسشی ما به معنای ( چه چیزی – چیست )
است که برای پرسش از غیرانسان به کار می رود .
مانند :
ما
هذا ؟ هذا مفتاح البیت .
این چیست ؟ این کلید
خانه است .
ما
هذه ؟ هذه نافذة.
این چیست ؟ این پنجره
است.
نکته :ما به صورت ماذا ، ما هو برای پرسش
از مذکر ، ما هی برای پرسش ازمونث به کار می رود . مانند :
ماذا فی
الصورة ؟ در عکس چیست .
ماذا
فی یدیک ؟ در دستت چه چیزی است .
ما هو
الموضوع ؟ موضوع چیست .
ما هی
الحقیقة؟ حقیقت چیست .
نکته 1: ( هو – هی )
بعد از ما معنی نمی شوند به شرطی که بعد از (هو – هی ) کلمه یا عبارتی بیاید مانند
مثال های بالا.حال اگر بعد از هو – هی کلمه ای نیاید آنها را ترجمه می کنیم .
مانند:ما هو ؟ ما هی ؟ (آن چیست )
5-
کلمه پرسشی أین :
کلمه پرسشی أین به معنای ( کجا- کجاست )
است .
هر گاه بخواهیم از مکان شخصی یا چیزی سوال کنیم از أین استفاده می کنیم .
درجواب أین از کلماتی مانند :
فَوقَ (بالا) – تَحتَ
(زیر) – أمام ( مقابل ) – خَلفَ .َوراءَ ( پشت) – جَنبَ (کنار) – عِندَ ( نزد ) –
حَولَ (پیرامون ) – بَینَ ( میان ) – في (در) – عَلی ( بر روی ) – علی الیمین ( در
راست ) – علی الیسار ( در چپ ) – هُنا ( اینجا ) – هُناک ( آنجا ).استفاده می کنیم .
مانند:
أین
علی ؟ فوق الشجرة. ( علی کجاست ؟ بالای درخت )
أین
الکتاب ؟ تحت المنضدة .( کتاب کجاست ؟ زیر میز
)
أین
السيارة ؟ أمام الباب . ( ماشین کجاست ؟ مقابل
در )
أین
الطالب ؟ خلف باب المدرسة .( دانش آموز کجاست
؟ پشت در مدرسه )
أین
القلم ؟ فی الحقیبة . ( قلم کجاست ؟ در کیف )
6-
کلمه پرسشی کَم :
کلمه پرسشی کَم به معنای ( چند )
است .
در جواب کَم عدد
می آید . مانند:
واحد : 1 / اثنان :2 / ثلاثة : 3 / أربعة
: 4 /خمسة : 5 / ستّة : 6 / سبعة : 7 / ثمانية : 8 / تسعة : 9 / عشرة : 10 / أحدَ
عشرَ : 11 / اِثنا عشرَ : 12 .
مثال :
کم یوماً
أیام الاسبوع ؟ سبعة .( روزهای هفته چند روز
است ؟ هفت روز )
کم
عدد فصول السنة ؟ أربعة . ( فصل های سال چند
تا است ؟ چهار تا )
کم
کتاباً فی حقیبتک؟ خمسة . ( چند کتاب در کیف
تو است ؟ پنج تا )
کم نافذة
للصف ؟ اثنان . (کلاس چند پنجره دارد ؟ دو تا
)
کم صَفّاً
فی المدرسة ؟ تسعة . (مدرسه چند کلاس دارد ؟
نه تا )
خلاصه :
کلمات پرسشی کلماتی هستند که برای سوال و
پرسش به کار می روند .
کلمات پرسشی در ابتدای جمله قرار می
گیرند و برای مذکر و مونث به شکل یکسان به کار می رود . مهم ترین کلمات پرسشی
عبارت است از :
1-
هل – أ
(آیا ) در جواب آن نعم – لا می آید .
مثال : هل هذا کتاب ؟
نعم ؛ هذا کتاب / لا ؛ هذا قلم .
2-
مَن ( چه کسی – کیست – چه کسانی ) برای پرسش از انسان ( پرسش از عاقل ) .
مَن هو ؟ هو
مدیرالمدرسة .
3-
لِمن ( مال چه کسی است ) برای
پرسش از مالکیت و در جواب آن لِ می آید :
لِمَن هذه الحقيبة ؟ لِصدیقي .
4-
ما ( چیست – چه
چیزی ) برای پرسش از غیر انسان (غیر عاقل ) مثل
پرسش از اشیا، حیوانات و ...
ما
هذا ؟ هذا قلم / ما هذه ؟ هذه نافذة .
5- أین ( کجا – کجاست ) برای پرسش از مکان است و در جواب آن : فَوقَ -تَحتَ -أمام- خَلفَ – جَنبَ –عِند- بَینَ – في – عَلی – حَولَ و ... می آید.
أین الرجل ؟ فی الشارع / أین القلم ؟ بین
الکتاب .
6- کَم (
چند ) برای پرسش از تعداد چیزی یا کس ی به کار می
رود و در جواب آن عدد می آید.
کَم طالباً فی الصف ؟ عشرة.